أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
405
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
اى حجاج از حضرت ايزد پاك احتراز كرده و خود را مسلمان مىشمارى مسجد الحرام را سنگسار نكن ، موسم حج است ، صلحاى امّت براى اداى مناسك حج از اقطار ممالك آمده و متحيّراند از سنگهايى كه تو انداختهاى ممكن نيست كه شخص به مطاف سعادت داخل شود ، اقلا حرب و قتال را به بعد از عيد قرار [ ده ] كه هركس فرايض حج را بجا بياورد . حجاج ظالم نيز بواسطهء اين سفارش عبد اللّه بن عمر از حرب و قتال كف يد نموده و تا ختام مدّت حج كارزار را موقوف ساخت و محاربه را به بعد از عيد معوّق نمود و بعد از حج معاودت حجّاج را اعلان نموده باز به محاربه قيام كرده و كعبة الله را سنگسار كرد . غريبه زمانى كه حجّاج غدّار كعبة اللّه را سنگسار مىنمود ، در روى آسمان يك سحاب مظلم عيان شده و اقطار حجازيه را ظلمت فوق الغايه احاطه نمود و در اطراف اربعه مكه آوازههاى رعود و صواعق مخوف حاصل شده و در قلوب مخالفين علائم خوف و خشيت ظاهر و نمايان گرديد . زمانى كه حشرات اعدا اين آثار خوفناك را ديدند به منتها درجه هراس ميدان كارزار را ترك كرده هريك به سوراخى اندر خزيدند . حجاج چون اين حالت را ديد خطاب به تبعهء خود كرده گفت : اى عسكر سبب اين همه خوف و تلاش چيست كه هريك از شما به طرفى گريزان شديد اگر چنانچه از صداى اين رعود و صواعق هراسان شديد و رم نموديد اين صواعق چيزى نيست كه سبب توهم شما بشود ، من در اين ديار زياده از همه مانده و ديدهام كه ازين نقطه اين رعد و برق كم نمىشود . ملعون خود به منجينق سنگ گذاشته و شروع به انداختن به بيت الله نمود . موثوقا روايت كنند كه از همان احجارى كه حجاج با منجنيق مىانداخت استار كعبهء مباركه مشتعل شده و سوخت . در اين اثنا در جهت جده يك سحاب ظاهر شده شاميان را به صداهاى مهيب رعود و صواعق استقبال كرد و آمده در حذاى سقف بيت اللّه ايستاد پس از آن يك باران شديد آمده و جاهايى را كه سوخته بود خاموش ساخت . سحاب مزبور تنها در حرم سقف بيت اللّه بود